عصرایران ؛ اهورا جهانيان - شهرت در زندگی بشر، از دیرباز تا به امروز، نقشی اساسی داشته است. بسیاری از اعمال ما انسان ها، اعم از کوچک و بزرگ و یا عامی و فرهیخته، معطوف به کسب شهرت است.

چرا آدمی می کوشد تا مشهور شود؟ در پاسخ به این سوال می توان موارد متعددی را به عنوان انگیزه شهرت طلبی آدمیزاد برشمرد.

در بررسی مصداقی فرد فرد انسان ها نیز طبیعتاً انگیزه های شهرت طلبی، متفاوت است. ممکن است کسی در واکنش به تحقیرهای دوران کودکی اش، در دوران بزرگسالی شهوت شهرت پیدا کرده باشد. ممکن است کسی هم در زندگی اش دوران کودکی خوبی را تجربه کرده باشد ولی باز هم طالب شهرت باشد.

 به هر حال، از بین انگیزه های متعدد شهرت جویی انسان ها، شاید پربیراه نباشد که بگوییم بنیادی ترین و جامع ترین انگیزه، " میل به تجلی " است. آدمیزاد ذاتاً میل به تجلی و دیده شدن دارد؛ و این خصلتی خداگونه در وجود بشر است.

 عرفای مسلمان در توضیح خلقت این عالم، به حدیثی قدسی اشاره می کردند: " كنت كنزاً مخفياً فاحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " ( من گنجي پنهان بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم .)
پس میل به شناخته شدن و دیده شدن، ذاتا عیب نیست. این میل رذیلتی در وجود آدمی نیست که بخواهد کمر به هدم آن ببندد.

شهرت طلبی زمانی مذموم می شود که آدمیزاد اصول اخلاقی را فدای کسب شهرت کند. به عبارت دیگر، می توان به جستجوی شهرت برآمد اما به هر قیمتی نمی توان آن را تحصیل کرد.

از این نکته کوچک این نتیجه نسبتاً مغفول استخراج می شود که شهرت طلبی به دو نوع اخلاقی و غیراخلاقی تقسیم می شود.
شهرت طلبی اخلاقی، طلب شهرت در عین حفظ اصول اخلاقی و شهرت طلبی غیراخلاقی، تلاش برای کسب شهرت با نادیده گرفتن و زیر پا نهادن اصول اخلاقی است.

 از آنچه تا کنون گفته شد، می توان به این نتیجه رسید که شهرت طلبی لوازمی دارد. شهرت را به هر شرط و شیوه ای نباید فراچنگ آورد.

 علاوه بر شهرت طلبی، شهرت نیز لوازمی دارد. یعنی به صرف اینکه انسانی در طلب کسب شهرت با شیوه های اخلاقی باشد، شهرتی برای او حاصل نمی شود.
 فرد طالب شهرت باید لوازم شهرت را در در شخصیت و زندگی خویش فراهم آورده باشد. تلاش و پشتکار، هوشمندی و تعقل، ابتکار و آفرینگشری، جستن راههای نجسته و رفتن راههای نرفته، بخشی از لوازم شهرت اند.

 انسانی که به شهرت می رسد، معمولاً واجد چنین ویژگی هایی است و هم از این روست که سر بر می کشد و سرآمد می شود و به شمع جمع بدل می گردد.

رسیدن به شهرت اگر محصول بخت و اقبال و تصادف نباشد ( که در برخی موارد چنین است )، لازمه اش در یک کلام هوشمندی و تلاش است.

بعد از اینکه دست خرمای شهرت بر نخل نام کسی بنشیند، طبیعتاً آن فرد از مواهب زیادی برخوردار می شود که دیگران فاقد آنند.

 خبرنگار یکی از نشریات ورزشی تعریف می کرد که ماهها در پی وامی کوچک، دنبال ضامن و مدرک دویده بود و وقتی که همه مدارکش فراهم شد و به بانک رفت، رئیس بانک خیلی راحت به او گفت که این وام حالا حالاها به شما تعلق نمی گیرد.

آن بنده خدا هم که اصرارهای فراوانش به جایی نرسیده بود، مغموم و محروم از بانک بیرون آمد اما از بخت خوش، جلوی در بانک فلان مربی مشهور و موفق لیگ برتر را دید.

جناب مربی از آقای خبرنگار پرسید چرا این قدر ناراحتی؟ و وقتی که از قصه باخبر شد، خبرنگار را به داخل بانک برد و با یک جمله به رئیس بانک، نظر آقای رئیس را صد و هشتاد درجه تغییر داد و به اعتبار شهرتش، وام از کف رفته را به راحتی نصیب خبرنگار وامجو ساخت.

 این صرفاً مثالی کوچک از " مواهب شهرت " بود. و گر نه همه می دانیم که ستاره های مشهور ورزش و سینما و سیاست، با تکیه بر شهرت خود، این جا و آن جا از چه مواهب و امتیازاتی برخوردارند.

اگر شهرت لوازمی دارد ( که دارد )، قطعاً توابعی نیز دارد. بخش عمده ای از توابع شهرت، همان مواهب و امتیازات برآمده از شهرت اند در بسیاری از موارد تاثیرات عینی شان در زندگی فرد به وضوح دیده می شود.
 شهرت برای فرد مشهور، نفوذ و اقتدار و گاه قدرت در بر دارد. نفوذ فلان ستاره سینما و یا فلان سیاستمدار در مدرسه محل تحصیل فرزندش، معمولاً بیشتر از نفوذ والدین نامشهور سایر دانش آموزان آن مدرسه است.

انسان مشهوری که به زندان می افتد، در قیاس با افراد ناشناخته، معمولاً اقدامات حمایتی بیشتری از خارج زندان شامل حالش می شود.
 در همین جامعه، فلان فوتبالیست مشهور با اذن رئیس جمهور اتومبیل ویژه خودش را از گمرک عبور داد اما این امتیاز شامل حال بسیاری از ثروتمندان نامشهور نمی شد.

 توابع مثبت شهرت را اگر بخواهیم بشمریم، باید فهرستی طولانی از امتیازات را فراهم کنیم که البته در این بحث ضرورتی ندارد.

نکته اصلی این یادداشت این است که توابع و پیامدهای شهرت، همیشه مطلوب و محبوب فرد مشهور نیستند.
 چه بسا که شهرت گاه پیامدهایی نامطلوب در بر داشته باشد. فقدان فراغت خاطر در اماکن عمومی، یکی از نتایج ظاهراً نامطلوب شهرت است.

 اما مهمتر از این، نقد شدن در عرصه عمومی از سوی رسانه ها و صاحبنظران است. کسی که به شهرت می رسد، در اکثر موارد شهرتش ناشی از پا به نهادن به عرصه عمومی است.

 او در عرصه عمومی کارهایی کرده و به شهرت رسیده است و اکنون میوه های درخت شهرتش را چه در حوزه عمومی و چه در حوزه خصوصی زندگی اش با لذت و فراغت می چیند.

اما سکه دنیا دو رو دارد و در همیشه بر یک پاشنه نمی چرخد. کسی که در سایه شهرت از رضایت باطنی ( و هزار نعمت و موهبت دیگر ) برخوردار است، باید بداند که نام مشهور گاه روان رنجور را نیز در پی دارد.

 برنشستن در حوزه عمومی جامعه، نتیجه ای جز هر چه بیشتر به چشم آمدن ندارد و طبیعی است آنکه بیش از دیگران دیده می شود، صرفا حسن هایش دیده نمی شود بلکه عیب هایش نیز بیش از دیگران بر آفتاب می افتد. پس چه جای تعجب که انسان مشهور بیش از دیگران نقد شود؟

 فرد مشهور و " در پیش چشم " باید به پیامدهای شهرت خویش تن دهد؛ پیامدهایی که احتمالاً از نظر او ناخوشایندند.

 فلان ورزشکار یا سیاستمدار مشهور نمی تواند از مردم بخواهد در مقام ابراز محبت و ذکر حسنات، بین او و فلان آدم ناشناخته تفاوت قائل شوند و او را دیگرگونه مورد لطف و تجلیل قرار دهند اما در مقام ذکر سیئات و برشمردن انتقادات، با او چنان رفتار کنند که گویی فردی عادی در میان سایر افراد جامعه است.

 این خواسته، سودایی محال است. منتقدان می توانند بقال یا رفتگر محل خود را نقد کنند بی آنکه عموم افراد جامعه باخبر شوند اما سیاستمداران و ورزشکاران و هنرمندان مشهور و اصولاً عموم نام آوران پا نهاده به عرصه عمومی را نمی توان به گونه ای نقد کرد که هیچ کس باخبر نشود.

 چنین نقدی نه تنها محال بلکه نقض غرض است؛ چرا که نقد فرد مشهور، معطوف به اصلاح رفتار او در حوزه عمومی است و بنابراین نباید آن را نجوا کرد بلکه باید به قامت شهرت آن فرد مشهور، بر تن چنین نقدی جامه تجلی دوخت.

و در این میان ،‌ بر نامداران است که پیش از به کف آوردن شهرت ،‌ ظرفیتش را نیز تحصیل کنند و پیامدهای شهرت و حضورشان در حوزه عمومی را پذیرا باشند و آن را بخشی از شهرت بدانند و بی تابی ننمایند چه آن که بخش بزرگی از منازعات و جنجال ها و شکایات ، از رهگذر کم ظرفیتی نامدارانی است که از معروفیت ،‌تنها محبوبیتش را می خواهند بی آن که هزینه اش را بپردازند و نقد شوند!


تاريخ : | | نویسنده : imbs |
رپورتاژ
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
آپسان موتورز پارس
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
قیمت پرینتر | قیمت سرور
فال حافظ
توضیحی درباره صنعت پرورش شتر مرغ
دستگاه حضور و غیاب
تور لحظه آخری پر طرف دار کشورهای تایلند مالزی دبی و کیش
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی
خرید بلیط چارتر هواپیما
چگونه یک آتلیه عروس​ ​و آتلیه عکاسی​​ ​خوب را انتخاب کنیم ؟
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری کرج لرستان و تورهای مشهد کیش قشم
اتوبار تهران با نامی آشنا
بازی اندروید

لینک های مفید
برنامه بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | صندلی هتلی | آموزش آنلاين زبان انگليسى | vpn خرید | تابلو سنکرون و پارالل دیزل ژنراتور |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.